مژده مژده
بمناسبت سومين سالگرد تولد
نرگس خانوم(خودمو ميگم) وبلاگم
بزودی مجددا فعال ميشه
بهم سر بزنيد
سلام
عيد سعيد فطر مبارك
بالاخره بابايي رضايت داد به مناسبت عيد فطر وبلاگمو آپ كنه
اگه بدونين من تو اين مدت (غيبت كبري ) چه بلايي شدم
هرچه شيطوني و شيرين زباني كه تصور كنين من انجام ميدم
كتاب داستان حسني نگو يه دسته گل رو از حفظ ميخونم
هر وقت بابايي يا ماماني نماز ميخونن من هم با چادر نمازم
همراهيشون ميكنم
نقاشي ميكشم
هميني(بستني) و اوفك (پفك) رو زياد دوست دارم
و ...............................................................................
اگه بخوام بنويسم تا صبح طول ميكشه
حالا بعدا ميام و براتون ميگم كه ديگه چيكار ميكنم
خدا حافظ

سلام
امروز بعد از 3 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 43 دقیقه
خدمتتون رسيدیمنرگس كوچولو خيلي دلش واستون
تنگ شده بزودي خودش مياد و براتون از شيرين كاري هاش
براتون مينويسه
از كليه دوستان كه تو اين مدت به نرگس كوچولو سر زدن
تشكر مي كنیم و عذر ميخواهیم كه نتونستيم بهشون سر بزنيم
مامان و باباي نرگس كوچولو
با سلام
اميدوارم حالتون خوب باشه و سرماي هوا نتونه گرماي وجودتون رو آزار بده
من و ماماني صبح سه شنبه 4/10 از مسافرت اومديم
بابايي اومد فرودگاه دنبالمون
جاتون خالي بود خيلي خوش گذشت
البته اگه بابايي هم ميومد بيشتر خوش مي گذشت
در ضمن سه شنبه تولد ماماني جونم بود
البته جشن مفصلي نگرفتيم،فقط يه جشن 3 نفره
با يه كادوي كوچولوي بابايي به ماماني
5 شنبه هم دوباره مسافرت پايان هفته رفتيم شمال.
بابابزرگم يه باغ تو چمستان داره ما هم رفتيم اونجا
اونجا هم جاتون خالي خوش گذشت.
شب عيد غدير بابايي شيريني و شكلات گرفت
و ماماني هم كه ساداته به همه اسكناس نو عيدي داد خلاصه جاتون خالي ديگه
بعد هم با يه وانت پرتقال به تهران برگشتيم
خوراكمون شده آب پرتقال
فعلا






سلام
اميدوارم آخر هفته خوبي داشته باشيد
من دو باره به سفر رفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من الان در سبزوارم و از همينجا عيد قربان رو به همه
مسلمين جهان تبريك مي گويم.
همچنين به بابايي عزيزم كه تنهاست و شب عيد
و شب يلدا در كنارش نيستيم
مجموعه عكس به مناسبت عيد سعيد قربان



شب يلدا رسيد
پارسال شب يلدا خوبي داشيم
و لي امسال من و ماماني به سبزوار سفر كرديم
و بابايي رو تنها گذاشتيم
اگه بابايي موفق ميشد مرخصي بگيره الان پيش ما بود
ولي .........
خيلي دلم براي بابايي جونم تنگ شده
زنگ كه ميزنه تلفن رو از ماماني ميگيرم و با هاش به زبون خودم
صحبت ميكنم
از همينجا به بابايي ميگم دوست دارن هزار تا هزار تا
زودي بر ميگردم
مجموعه عكس به مناسبت شب يلدا








